var _gaq = _gaq || []; _gaq.push(['_setAccount', 'UA-38337040-1']); _gaq.push(['_trackPageview']); (function() { var ga = document.createElement('script'); ga.type = 'text/javascript'; ga.async = true; ga.src = ('https:' == document.location.protocol ? 'https://ssl' : 'http://www') + '.google-analytics.com/ga.js'; var s = document.getElementsByTagName('script')[0]; s.parentNode.insertBefore(ga, s); })();
بازی ظریف در زمین خامنه ای

حسن داعی، 17 سپتامبر 2016

انتشار مقاله ظریف در نیویورک تایمز علیه عربستان و فعالیت هایی که لابی رژیم در امتداد آن به پیش میبرد، شمشیر دولبه ای است که به رژیم امکان میدهد تا از شکاف های موجود بین آمریکا و عربستان بهره برداری و در میان نیروهای سیاسی آمریکا یارگیری کند، اما با افزایش تنش و خصومت با عربستان، دست خامنه ای و سپاه برای پیشبرد سیاست های منطقه ای شان را بازتر میکند، امری که بنوبه خود دولت روحانی را تضعیف و تلاش های دولت برای تعدیل سیاست خارجی و جذب سرمایه گذاری در اقتصاد ورشکسته رژیم را بی ثمر میکند

---------------------------------------------------------

 

در آستانه سفر روحانی به نیویورک و شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل، جواد ظریف در مقاله ای که روز 13 سپتامبر در نیویورک تایمز به چاپ رسید، عربستان سعودی و وهابیت را با شدیدترین لحن مورد حمله قرار داد و آنانرا مسئول اصلی تروریسم و خشونت گرائی در جهان اسلام و گسترش ناامنی و جنگ در منطقه معرفی کرد. انتشار این مقاله و کارزاری که لابی رژیم در امتداد آن به پیش میبرد، شمشیر دولبه ای است که از یکطرف به رژیم امکان میدهد تا از شکاف های موجود بین آمریکا و عربستان بهره برداری و در میان نیروهای سیاسی آمریکا یارگیری کند، اما از طرف دیگر، با افزایش تنش و خصومت با عربستان، دست خامنه ای و سپاه برای پیشبرد سیاست های منطقه ای شان را بازتر میکند، امری که بنوبه خود دولت روحانی را تضعیف و تلاش های دولت برای تعدیل سیاست خارجی و جذب سرمایه گذاری در اقتصاد ورشکسته رژیم را بی ثمر میکند. مقاله ظریف و تأثیرات آن، دریچه ای به فعالیت های کنونی لابی رژیم و همچنین جنگ قدرتی است که در تهران بر سر سیاست های منطقه ای رژیم در جریان است.

برای درک اهمیت این دو مسئله، باید به 9 ماه پیش در ژانویه امسال بازگشت، زمانیکه عربستان سعودی 47 متهم تروریستی منجمله یکی از رهبران شیعه نزدیک به جمهوری اسلامی بنام شیخ نمر باقر النمر را اعدام کرد و رژیم نیر به تلافی آن، اوباش چماق کش خود را به سفارت و کنسولگری عربستان در تهران و مشهد فرستاد تا مراکز دیپلماتیک این کشور را مورد حمله قرار داده و به آتش بکشند. اقدامی که به قطع روابط عربستان با رژیم منجر شد و با افزایش خصومت بین دو کشور، ضربه ای سنگین به سیاست های دولت روحانی برای تنش زدادیی با همسایگان و بهبود روابط با غرب بود.

چند روز بعد، درحالیکه روحانی و جناح رفسنجانی حمله به سفارت عربستان و افزایش خصومت با عربستان را مورد انتقاد قرار میدادند،  جواد ظریف در مقاله ای در نیویورک تایمز به عربستان سعودی بخاطر حمایت از افراط گرائی، اشاعه تروریسم و دامن زدن به جنگ و خونریزی به شدت حمله کرد. اگرچه ظریف و دولت روحانی تحت فشار خامنه ای و سپاه مجبور به موضعگیری در مورد اعدام شیخ نمر بودند، اما مقاله بسیار تند ظریف، اهداف دیگری را هم مد نظر داشت که لابی رژیم قبلا علیه اسرائیل با موفقیت دنبال کرده بود.

رژیم و لابی هایش در آمریکا، طی سالیان متمادی و بویژه در سالهای اخیر، تلاش کرده اند تا از شکاف های موجود بین آمریکا و اسرائیل استفاده کرده و در میان نیروهای چپ آمریکائی و محافل سیاسی که نظر مساعدی به اسرائیل ندارند یارگیری کنند. لابی رژیم در آمریکا با پیشبرد یک کارزار تبلیغی بسیار گسترده، از یکطرف اسرائیل را ریشه مشکلات منطقه معرفی میکند و از طرف دیگر، اسرائیل را به شیطان سازی از ایران و جلوگیری از بهبود روابط بین تهران و واشنگتن متهم میکند. پیش برنده اصلی این کارزار تریتا پارسی و سازمان نایاک بوده اند و چهارچوب های نظری و عملی این کارزار را میتوان در کتاب تریتا پارسی و نوشته های وی مشاهده کرد.

مقاله ظریف در ژانویه 2016 که رژیم را حامی صلح و ثبات در منطقه میخواند و عربستان را حامی اصلی تروریسم و جنگ و کشتار در منطقه معرفی میکرد، بخشی از کارزار جدیدی بود که رژیم و لابی هایش، با کپی برداری از کارزار علیه اسرائیل، این بار علیه عربستان براه انداختند.  تریتا پارسی در مقاله ای که در 4 ژانویه، مقاله ای دیگر در 6 ژانویه و مقاله ای که دو روز پس از آن منتشر کرد، با تکرار ادعاهای ظریف، عربستان را به ایجاد بحران در منطقه برای مقابله با موقعیت برتر ایران در خاورمیانه متهم کرد و رضا مرعشی دستیار تریتا پارسی در نایاک در مقاله ای دیگر، عربستان را جرج بوش خاورمیانه و ریشه مشکلات منطقه معرفی کرد.

کارزار تبلیغی رژیم و لابی هایش علیه عربستان که طی 9 ماه گذشته ادامه داشته است، تلاش میکند تا شکاف های موجود بین واشنگتن و ریاض را مورد بهره برداری قرار دهد. در حال حاضر، کنگره آمریکا از تلاش قربانیان حملات تروریستی 11 سپتامبر برای شکایت قانونی از شهروندان عربستان سعودی حمایت کرده است و تعدادی از سناتورهای دموکرات تلاش میکنند تا فروش تسلیحات آمریکائی به عربستان را محدود کنند. از طرف دیگر، بحث رابطه بین وهابیسم و گروههای جهادی سنی نیز در رسانه های مهم آمریکائی مطرح و مورد بحث قرار گرفته است. کارزار رژیم که در مقالات ظریف و نایاک بخوبی مشاهده میشود، تلاش میکند تا ضمن برجسته کردن این نقاط ضعف عربستان، افکار عمومی را علیه عربستان بسیج کند و رژیم را بعنوان حامی صلح و ثبات در منطقه و قربانی بحران آفرینی های عربستان معرفی نماید.

.

برجام منطقه ای

کارزار ضد سعودی ظریف و لابی رژیم، اگرچه اهداف مشخصی را در آمریکا دنبال میکنند اما تنش و خصومت بین رژیم با عربستان را افزایش میدهد و در نتیجه، مواضع ضد سعودی خامنه ای و سپاه را مورد تأیید قرار داده و به آن مشروعیت می بخشد و دست ولی فقیه برای پیشبرد سیاست های منطقه ای اش را بازتر میکند. 

از سال 2013 که روحانی رئیس جمهور شد و در سفر به نیویورک با اوباما گفتگوی تلفنی داشت، یک جنگ سیاسی جدی بین دو جناح اصلی حاکمیت در مورد سیاست های منطقه ای رژیم و رابطه با آمریکا شروع شد. از یکطرف، جناح رفسنجانی و دولت روحانی خواهان تغییر جدی این سیاست ها، بهبود رابطه با آمریکا و کاهش دخالت های منطقه ای رژیم بوده اند تا بدین ترتیب، اقتصاد ورشکسته رژیم را از سیاهچال کنونی نجات دهند. حسن روحانی در سخنرانی خود در انجمن آسیائی نیویورک در سپتامبر 2013 از این استراتژی دفاع کرد و گفت که از این پس، سیاست های رژیم در جهت تعامل با جامعه بین المللی و بر مبنای حل مشکلات اقتصادی کشور تنظیم خواهد شد. روزنامه اعتماد که نزدیک به دولت روحانی است در مقاله ای خواهان برجام منطقه ای شد:

"يكي از موانع اصلي در راه رشد اقتصادي امروز در ايران، روابط بين‌المللي كشور است. به همين دليل بايد تلاش شود با همان روشي كه برجام در پيش گرفته بود، گام‌هاي ديگر را برداشت. مشكلات منطقه‌اي و بين‌المللي جزو مسائلي هستند كه مي‌توان بخشي از آنها را به شكل مسالمت آميز محقق كرد و برجام مصداق بارز آن است. ايران مي‌تواند مشكلات خود را با قدرت‌هاي منطقه‌اي حل كند و كاري كند كه ديگر مشكلاتي از اين دست تبديل به موانع اقتصادي كشور نشوند. مي‌توان ادعا كرد كه كليد توسعه اقتصادي امروز كشور، از مجراي سياست خارجي مي‌گذرد و يك سياست خارجي در سايه آرامش گامي به سوي توسعه محسوب مي‌شود."

در طرف دیگر، خامنه ای و سپاه  تعدیل سیاست خارجی را تهدیدی برای امنیت و آینده رژیم میدانند و با تمام قوا به مقابله با آن برخاسته اند. علی خامنه ای در سخنرانی نوروز خود در مشهد به تفصیل در مورد تلاش جناح رقیب برای پیشبرد برجام منطقه ای سخن گفت و آنرا بشدت مورد حمله قرار داد.

در این راستا، خامنه ای و سپاه طی سه سال گذشته، با گسترش دخالت نظامی رژیم در منطقه ای، افزایش خصومت و تنش با عربستان و ایجاد بحران در روابط با آمریکا، مانند دستگیری ملوانان آمریکائی و یا بازداشت مکرر شهروندان آمریکائی-ایرانی، از اجرای سیاست خارجی مورد نظر دولت جلوگیری کرده اند. حمله اوباش رژیم به سفارت عربستان، نمونه دیگری از این اقدامات بود. اختلاف بین دو جناح حکومتی در مورد سیاست های منطقه ای رژیم را میتوان به روشنی در برخورد با بحرین و عربستان مشاهده کرد.

خردادماه امسال، قاسم سلیمانی که در حقیقت وزیر خارجه واقعی رژیم است، در یک بیانیه شدید اللحن، حاکیمت بحرین را به قیام مسلحانه و سرنگونی تهدید کرد. پس از انتشار این بیانیه، یکی از نظریه پردازان سپاه بنام مهدی محمدی، در یادداشتی که منتشر کرد، این بیانیه را سرآغاز یک جهش در استراتژی منطقه ای رژیم" دانست و هدف از انتشار آنرا پاسخگوئی به "تلاش نمایان امریکا برای استفاده از ابزار میانه روها در داخل و خارج از ایران" دانست و وعده داد که یکی از اهداف این جهش استراتژیک، "برچیدن بساط میانه روی غربگرایانه" در داخل است.

در طرف مقابل، حمید ابوطالبی معاون سیاسی دفتر روحانی در چند پیام توئیتری، به انتقاد از قاسم سلیمانی برخاست و در یک توئیت در پاسخ به وعده سلیمانی به مبارزه مسلحانه برای براندازی حاکمیت بحرین نوشت: "راه حل بحران بحرين همان "سلميه، سلميه" ای است كه بافرياد مردم مظلومش به آسمان مي رود؛ همان سخن مسالمت آميزي كه راهبرد شيخ عيسي قاسم بوده است." ابوطالبی در توئیت دیگری نوشت: "نقطه قوت مردم آن كشور و عامل پيروزي شان، حركت مسالمت آميز مدني است؛ نه شيخ عيسي تنش را مي  پسنديد، و نه مردم خشونت را؛ علت پيروزي هم همين  بوده است." وی در توئیت دیگری خطاب به سلیمانی نوشت: "هشيار باشيم اين اقدام، دامي است براي تحريك به خشونت و تخريب روابط در منطقه؛ و آگاه باشيم كه خشونت پروري صرفا به نفع كشور حامي داعش است." ابوطالبی در توئیت دیگری ادامه داد: "بايد آگاه بود؛ مارپيچ بحران آفريني براي ناامن سازي منطقه و تخريب روابط و حضور قدرتها درحال نقش آفريني است؛ بايد آنرا با درايت دفع كرد نه با خشونت."

دعوای دو جناح رژیم در مورد استراتژی منطقه ای را میتوان بطور بارزتری در مورد رابطه با عربستان مشاهده کرد. خامنه ای و سپاه با حمایت تمام عیار نظامی و مالی از شورشیان یمن تلاش میکنند تا این کشور که در همسایگی عربستان قرار دارد را در اختیار هواداران خود قرار داده و یمن را پایگاهی برای نفوذ نظامی و سیاسی خود تبدیل کنند و از این طریق در مرز جنوبی عربستان جبهه ای نظامی علیه این کشور باز کنند. همان سناریویی که رژیم بطور موفقیت آمیز با تشکیل حزب الله در لبنان و ایجاد جبهه ای نظامی علیه اسرائیل به اجراء در آورده است. همین امر، تخاصمات بین رژیم و عربستان را به مدار جدیدی ارتقاء داده است.

خامنه ای و سپاه با کارزار نظامی و سیاسی علیه عربستان، اهداف منطقه ای خود را به پیش میبرند و از افزایش تنش با عربستان استقبال میکنند. در همین راستا، چند روز پیش علی خامنه ای در دیدار با خانواده کشته شدگان حادثه منا، خصومت با عربستان را به بازهم افزایش داد و خاندان سعودی را شجره‌ی خبیثه‌ی ملعون خواند و گفت که آنان لیاقت اداره حرمین را ندارند. خامنه ای در پیامی که بمناسبت مراسم حج خطاب به مسلمانان جهان داد یکبار دیگر حاکمان سعودی را شجره ملعونه خواند و گفت: "جهان اسلام، اعم از دولتها و ملّتهای مسلمان باید حاکمان سعودی را بشناسند و واقعیت هتّاک و بی‌ایمان و وابسته و مادّی آنان را بدرستی درک کنند؛ باید به‌خاطر جنایاتی که در گستره‌ی جهان اسلام به بار آورده‌اند، گریبان آنها را رها نکنند؛ باید به‌خاطر رفتار ظالمانه‌ی آنان با ضیوف الرّحمان، فکری اساسی برای مدیریّت حرمین شریفین و مسئله‌ی حج بکنند. کوتاهی در این وظیفه، آینده‌ی امّت اسلامی را با مشکلات بزرگ‌تری مواجه خواهد ساخت."

این در حالی است که جناح دیگر رژیم تمام تلاش خود را در جهت کاهش تنش با عربستان قرار داده است و چند روز پیش، هاشمی رفسنجانی در گفتگوئی که با سردبیر سایت شخصی اش انجام داد، بطور مشخص از عدم جسارت روحانی در پیشبرد سیاست خارجی مورد نظر خود انتقاد کرد و خواهان تنش زدائی با عربستان و بهبود روابط با کشورهای منطقه شد. قابل ذکر است که سوالات نوشته شده توسط سردبیر سایت رفسنجانی، قاعدتا با موافقت شخص وی و بازگو کننده نظرات او بوده اند:

 سوال: من دریچه‌ی جدیدی راجع به برجام باز می‌کنم و آن در رابطه با بحث کشورهای عربی است. متأسفانه برجام از زمانی منعقد شد که رابطه‌ی ایران و کشورهای عربی و در رأس آنها عربستان، تقریباً در بدترین شرایط ممکن قرار گرفته بود. با توجه به تجربه‌ای که جناب‌عالی در جذب و همراه کردن عربستان بعد از پذیرش قطعنامه 598 داشتید، آیا امکان تکرار آن تجربه بعد از برجام وجود دارد؟ آن هم در این شرایط، اگر وجود دارد چه کسی باید اول دست دوستی را دراز کند؟ چون شما درباره مرحوم ملک عبدالله چند بار فرمودید که من با تأسی از سیره‌ی نبوی و تواضع و حکمت اسلامی دست اول را به سمت آنها دراز کردم و آنها هم به خوبی گرفتند. آیا درباره‌ی برجام هم این اتفاق ممکن است بیفتد؟

رفسنجانی: می‌تواند بیفتد. اگر من رئیس‌جمهور بودم - البته نه الان، آن موقع رئیس‌جمهور بودم- مشکلی را جلوی خودم نمی‌دیدم. وقتی چیزی را می‌فهمیدم که مصلحت است، عمل می‌کردم. الان آقای روحانی به آن وضعی که من بودم، نیست. این کار عملی است و من فکر می‌کنم عربستان را خاضع کردن خیلی سخت نیست. عربستان هم می‌فهمد که مقابله با ایران برایش سودی ندارد و در همین مدت هم فهمیده است و در یمن واقعاً در گل مانده است و مرتباً در آنجا تحقیر می‌شود. کشوری که این همه تسلیحات دارد و این همه لشگرکشی و یارگیری کرده، هیچ کاری جز کشتن آدم‌ها نمی‌تواند بکند. بالاخره سر عقل می‌آیند. منتها باید رفتار و مسایل اخلاقی را در نظر گرفت و کار کرد.

سوال: جسارتاً صریح‌تر سوال را بگویم. به نظر جناب‌عالی باز هم ما باید دست اول را به سمت آنها دراز کنیم؟

رفسنجانی: اگر لازم باشد، چه اشکالی دارد؟ قبلاً این کار را کردیم. آقای ظریف مکرر گفته که ما آماده‌ایم هر جا که لازم باشد، مذاکره کنیم. به نظرم مسایل سخت نیست.

سوال: چون واقعیت این است که در رابطه با برجام، اگر رابطه ما با کشورهای عربی اصلاح نشود، تقریباً مثل همان ضرب‌المثل معروفی می‌شود که مثل پرنده‌ای است که بخواهد با یک بال پرواز کند.

رفسنجانی: من حتی در دولت احمدی‌نژاد که به سفر زیارتی رفتم، تفاهم‌نامه‌ای با آقای عبدالله امضا کردیم که اگر آن تفاهم‌نامه اجرایی می‌شد، الان اصلاً این حرف‌ها پیش نمی‌آمد.

.

بازی ظریف در زمین خامنه ای

درست در بحبوحه جنگ لفظی اخیر خامنه ای علیه عربستان، جواد ظریف بیاینه ای تند علیه عربستان منتشر کرد و گفت: "لجاجت"، "بلاهت"، "تعصب" و "ثروت" بی حد و اندازه حاکمان سعودی، از رژیم آل سعود حکومتی قسی و بی منطق ساخته است که با "تولید، پرورش و گسترش تروریسم" منطقه و جهان را به "اسفناک ترین و فجیع ترین" شرایط خود در طول تاریخ معاصر کشانده و ملت ها و دولت های آنرا گرفتار کینه ورزی ها و شرارت های نابخردانه خود کرده است. نه تنها در حادثه منا، که در تمامی بحران هایی که بخش های مهمی از منطقه حساس خاورمیانه را از بحرین تا یمن و از عراق تا سوریه و لبنان و حتی در داخل سرزمین وحی و در ایام مبارکی مانند موسم حج فرا گرفته است، دست های ناپاک، مشکوک و پلیدی قابل مشاهده است که با تمام توان سرنوشت امت اسلامی و اتحاد جهان اسلام در مقابل خطر مشترک صهیونیزم و تروریزم بین الملل را هدف قرار داده است."

طبیعی است که بیانیه ظریف، خودشیرینی برای خامنه ای و سپاه است و بهمین دلیل نیز سایت فرارو که به جناح رفسنجانی نزدیک است در مقاله ای تحت عنوان "بیانیه ظریف مناسب نبود/ ایران نباید در دام عربستان بیافتد" نظرات جاوید قربان اوغلی سفیر سابق دولت خاتنمی در آفریقای جنوبی و از دیلپمات های جناح رفسنجانی را منتشر کرد. قربان اوغلو در مصاحبه خود از ظریف بشدت انتقاد کرد و گفت: "من متاسفم که شخصیت باتجربه و دنیا دیده ای مانند آقای دکتر ظریف که توانست با برجام یکی از مهم ترین برگ های درخشان دیپلماسی ایران را رقم بزند در دام عربستان افتاده است و درباره موضوع فاجعه منا چنین بیانیه ای صادر می کند که واقعا مناسب نبود." قربان اوغلو به ظریف نصیحت میکند که سخنان تند خامنه ای علیه عربستان را نادیده بگیرد:

"آقای ظریف باید بداند اگر چنانچه رهبر انقلاب آن فرمایشات را بیان می کنند نه از منظر و پایگاه دولتی بلکه از موضع رهبری است و مسلمانان جهان را مورد خطاب قرار می دهند. سخن گفتن با همان لحن وظیفه رییس جمهور و وزیر خارجه نیست. اگر روزی قرار باشد مسئله ما و عربستان حل و فصل گردد، که باید حل شود نقطه رجوع رهبری، آقای ظریف خواهد بود. آقای ظریف با این بیان پُل های پشت سر خود با عربستان را تخریب می کند. کسی که چنین بیانیه ای می دهد چگونه می تواند پشت میز مذاکره قرار بگیرد؟ لذا صدور این بیانیه از سوی وزیر خارجه اشتباه بزرگ دیپلماتیک بود. حتی اگر در داخل مورد ملامت قرار گرفتند که چرا از رهبری تبعیت نمی کنید باید عنوان کنند. تبعیت ما از رهبری این است که این آتشی که در حال گُر گرفتن است را خاموش کنیم و این خواست رهبری هم است."

رابطه رژیم با عربستان که روز به روز خصومت آمیز تر میشود، باتلاق جدیدی برای سیاست خارجی و منطقه ای رژیم است که در کنار باتلاق سوریه، توان رژیم را کاهش میدهد و ادامه آن هیچ نتیجه مثبتی برای نظام ولایت فقیه نخواهد داشت. بی جهت نیست که هاشمی رفسنجانی در گفتگوی چند هفته پیش با سایت آفتاب نیوز، در باره نتایج بیمناک این وضعیت برای رژیم هشدار داد و گفت: "الان در منطقه کشورهای عربی و مسلمان علیه ما جبهه گرفتند و این مسأله آسانی نیست و باید حل شود. دست ما در عراق، سوریه، لبنان، افغانستان و یمن، به خاطر مصالح آنجا بند شده است و نمی‌توان به آسانی آنجا را رها کرد و ادامه‌اش هم  واقعاً کار سختی است. همین عرب‌هایی که در مقابل ما صف کشیدند، الان در این مسایل می‌خواهند عراق را بگیرند.بنابراین ما در منطقه مشکل داریم و باید مشکل را با تدبیر حل کنیم که می‌توانیم حل کنیم."

در این شرائط، فعالیت های ظریف و لابی رژیم علیه عربستان، رژیم را هرچه بیشتر در باتلاق دشمنی با عربستان و شکست استراتژیک در منطقه فرو میبرد.