var _gaq = _gaq || []; _gaq.push(['_setAccount', 'UA-38337040-1']); _gaq.push(['_trackPageview']); (function() { var ga = document.createElement('script'); ga.type = 'text/javascript'; ga.async = true; ga.src = ('https:' == document.location.protocol ? 'https://ssl' : 'http://www') + '.google-analytics.com/ga.js'; var s = document.getElementsByTagName('script')[0]; s.parentNode.insertBefore(ga, s); })();
دیپلماسی نفتی رژیم: ماهیت، اهداف و تأثیر آن بر تحولات آینده

حسن داعی، 30 ژانویه 2014

بیژن زنگنه و دستیاران وی، با حراج نفت و ارائه قرادادهای "پر سود" به کمپانی های نفتی، آنها را به لابی در کشورشان برای کاهش تحریم ها و کمک به اهداف استراتژیک رژیم در مذاکرات هسته ای تشویق میکنند. دیپلماسی نفتی به سرپرستی بیژن زنگنه، دیپلماسی لبخند که جواد ظریف هدایت میکند و دیپلماسی منطقه ای به فرماندهی قاسم سلیمانی، سه پایه اصلی سیاست خارجی رژیم و شاه کلیدهای روحانی برای عبور از بحران میباشند


------------------------

مقدمه

این روزها، رسانه های فارسی و بین المللی، پر از مقالات و گزارشاتی هستند که از هجوم هیئت های تجاری به ایران، از سرگیری دوباره مبادلات بازرگانی و ترک برداشتن تحریم ها حکایت میکنتد. (به پانوشت نگاه کنید) این گزارشات که از انتخاب حسن روحانی شروع شد، با سفر اخیر وی به کنفرانس اقتصادی داوس و دیدار با روسای کمپانی های نفتی اوج جدیدی گرفت.

حتی شورای آمریکائی – ایرانی وابسته به هوشنگ امیر احمدی در ماه مارس در واشنگتن یک کلاس آموزشی سه روزه برای مسئولین کمپانی های آمریکائی در مورد قوانین سرمایه گذاری و راههای ورود به بازار ایران برگزار میکند.

آیا براستی تحریم ها در حال فرو ریختن اند، و آنطور که یکی از روزنامه های نزدیک به دولت ایران ادعا کرده است، "کلید روحانی دروازه های نفت را باز کرده است؟"

میدانیم که فقط بخش بسیار کوچکی از تحریم ها لغو شده اند و بخش عمده آنها منجمله تحریم نفتی و مالی رژیم هنوز ادامه دارد و مسئولین شرکت های بزرگ نفتی که با روحانی و زنگنه دیدار کرده اند، به روشنی گفته اند که تا زمانیکه تحریم ها بطور کامل برداشته نشوند، یعنی سازش هسته ای بین ایران و کشورهای 1+5 حاصل نگردد، این شرکت ها به ایران باز نخواهند گشت و تحریم ها را دور نخواهند زد. حتی ساختار قرار دادهای جدید نفتی رژیم که ظاهرا بسیار جذابند، در ماه نوامبر یعنی 11 ماه دیگر معرفی میشوند، بنابراین، لااقل تا یکسال آینده، چشم انداز ورود کمپانی های نفتی به کشور وجود ندارد، پس هدف از این کارزار وسیعی که در ماههای گذشته برای جذب کمپانی های بزرگ نفتی به راه افتاده و هدف از این رفت و آمدها و مذاکرات علنی و محرمانه چیست؟

اهمیت نفت برای رژیم و جایگاه دیپلماسی نفتی

میدانیم که نفت و گاز مایه حیات جمهوری اسلامی است. ابزارهای اصلی رژیم برای سلطه بر کشور، یعنی سپاه، بسیج، زندان و  دهها نهاد امنیتی  اطلاعاتی با درآمدهای نفتی اداره میشوند. بهمین ترتیب، دهها هزار مسجد و نهاد مذهبی، دهها هزار روحانی وابسته به رژیم که برای سوء استفاده از اعتقادات مذهبی مردم سازماندهی شده اند، با درآمدهای نفتی شکل گرفته و گسترش یافته اند. توسعه طلبی های منطقه ای، از لبنان تا افغانستان و یمن و همچنین شبکه تروریسم بین المللی رژیم نیز مدیون درآمدهای نفتی است. برنامه هسته ای رژیم هم دهها میلیارد از درآمدهای نفتی را بخود اختصاص داده است. 

از اینرو، در شرائط کنونی که اقتصاد کشور ورشکسته است و رژیم بشدت در مضیقه قرار دارد، وظیفه اصلی زنگنه، افزایش تولید و صادرات و افزایش درآمدهای ارزی رژیم است. بنابراین، لغو تحریم ها، ورود شرکت های نفتی و استفاده از تکنولوژی و سرمایه انها، نیاز مهم رژیم است.

اما در سی سال گذشته، نفت فقط منبع درآمد رژیم نبوده است. نفت اهرم های بسیار مهم دیگری هم در اختیار رژیم قرار داده است. نخست اینکه  کشور ما ایران صاحب اولین ذخیره گاز و چهارمین ذخیره نفت در جهان است که مجموع ذخائر نفت و گاز، کشورمان را اولین ذخیره انرژی در جهان میکند. بنابراین، رابطه خوب با ایران، نفت و گاز کشورمان را وارد بازار جهانی میکند و برای شرکت های نفتی نیز درآمدهای سرشار بهمراه دارد. دوم اینکه، ایران در یکی از حساس ترین نقاط ژئوپلتیک جهان قرار گرفته. نزدیک به 60 درصد از ذخائر انرژی جهان در این منطقه است. بنابراین، دوستی با رژیم ایران و آرامش در منطقه، بازار انرژی را با ثبات میکند و این برای اقتصاد جهانی بسیار مهم است.  این دو فاکتور، یعنی قرار گرفتن در این نقطه ژئو پلتیک و برخورداری از ذخائر عظیم انرژی، اهرم بسیار قدرتمندی در خدمت سیاست خارجی جمهوری اسلامی قرار داده است.

رژیم ایران، طی سه دهه گذشته، با استفاده از اهرم نفت و گاز، قوی ترین و ثابت قدم ترین متحدین بین المللی یعنی کمپانی های نفتی غرب را در کنار خود داشته است. این کمپانی ها، هماهنگ با جمهوری اسلامی، برای برداشتن تحریم ها و تأثیر گذاری روی سیاست های آمریکا و اروپا لابی و تلاش میکنند.. کمپانی های نفتی پشتوانه اصلی سیاست مماشات با رژیم ایران و حامی اصلی لابی های رژیم در خارج از کشورند. اکنون نیز، رژیم ایران به این کمپانی ها برای لغو تحریم ها و دست یابی به اهداف هسته ای اش نیاز دارد.

 

دیپلماسی نفتی

بیژن زنگنه وزیر نفت  در سخنرانی خود در مجلس هنگام رأی گیری به کابینه گفت:

"یکی از برنامه های من، استفاده از دیپلماسی انرژی برای کمک به تصمیم گیران کشور برای عبور از شرائط کنونی کشور است. بلاشک، نفت و دستگاه دیپلماسی کشور باید دوش به دوش هم برای عبور از این شرائط عمل کنند و هیچ دستگاهی به اندازه نفت نمی تواند به خروج کشور از وضعیت فعلی به مسئولان رسمی دیپلماسی کشور کمک کند."

منظور زنگنه را مجله اکونومیست در گزارش اخیر خود توضیح داده و نوشته: "زنگنه امیدوار است با ارائه قراردادهای نفتی جذاب و پر منفعت به کمپانی های بزرگ، آنان را به لابی در کشورشان برای برداشتن تحریم ها ترغیب کند."

در همین راستا، سایت بی بی سی هم در یک گزارش، میگوید:

"ایران احتمالا سعی می‌کند از قراردادهای نفتی به عنوان مشوقی برای حل مناقشه هسته‌ای استفاده کند. پیشنهاد پروژه‌های بزرگ با قراردادهایی که برای شرکت‌های غربی شرایطشان جذاب‌تر هم شده ، ممکن است دولت‌های این کشورها را ترغیب کند در مذاکرات هسته‌ای از خود انعطاف بیشتری نشان دهند."

بیژن زنگنه یکی از همکاران قدیمی خود بنام مهدی حسینی  را به عنوان «رئیس کمیته بازنگری در قراردادهای نفتی وزارت نفت» منصوب کرده است مهدی حسینی در مصاحبه ای که سایت خبر قارسی منتشر کرده در باره ساختار قرار دادهای جدید که پرمنقعت تر از فرمول کنونی بای بک یا بیع متقابل هستتند میگوید: "شرکت های نفتی به سختی می توانند از فرصت های کم هزینه و کم ریسک سرمایه گذاری در ایران که در قالب شرایط قراردادی جذاب ارائه خواهد شد چشم پوشی کنند.."

کریستف دومارژی رئیس کمپانی نفتی توتال، قرار دادهای نفتی جدید ایران را سوپر سکسی و بسیار جذاب خوانده است.

طبق گزارش سایت الف، قرار است که ساختار این قرار دادها در کنفرانسی در ماه نوامبر در لندن، رونمائی شوند.

مهدی حسینی که سالها در شرکت نفت کار کرده و سابقه همکاری با کمپانی های بزرگ نفتی را دارد، معنای دیپلماسی نفتی را بخوبی توضیح داده است. حسینی در مصاحبه ای با سایت عصر ایران که تحت عنوان " باید از لابی های نفتی برای رفع کامل تحریم ها استفاده کرد" منتشر شده میگوید که شرکت‌های نفتی بین المللی معتبر، می‌توانند مهمترین لابی ایران برای فشار بر دولت‌های غربی و نرمش 1+5 در مذاکرات آتی با دولت جمهوری اسلامی ایران باشند." 

به زبان ساده، میتوان از اهرم نفت و از لابی کمپانی های نفتی برای چانه زنی در مذاکرات هسته ای و دستیابی به اهداف هسته ای نظام کمک گرفت.

حسینی در این مصاحبه بسیار مهم، برای اولین بار بطور علنی، متحدین رژیم در کشورهای غربی را معرفی میکند و میگوید:

"من معتقدم شرکت‌های نفتی متقاضی فعالیت در ایران، لابی‌های خوبی برای ما در مذاکره با غرب هستند. علاوه بر شرکت‌های نفتی، بانک‌ها و شرکت‌های خدماتی و موسسات حقوقی هم از بیزینس نفتی بهره‌مند می‌شوند. تمامی این شرکت‌ها و بانک‌ها و موسسات، از اینکه کشور بزرگی مثل ایران - که کشوری محوری در صنعت انرژی جهانی است - تحریم شود، ناراضی‌ و متضررند. این نهادها همگی برای تامین منافع خودشان خواستار رفع تحریم ایران هستند و ما می‌توانیم از این خواسته اساسی آنها برای تامین منافع خودمان استفاده کنیم. 
عصر ایران: یعنی این شرکت‌ها و موسسات و ... در نهایت باید به نفع ایران به دولت‌های غربی فشار بیاورند؟
مهدی حسینی: این کار سابقه دارد. آنها در گذشته هم این کار را انجام می‌دادند. 
عصر ایران: در شرایط فعلی، این کار برای ما فایده‌ای هم می‌تواند داشته باشد؟  
مهدی حسینی: حتماً. من خیلی امیدوارم به این فشار. 
عصر ایران: این فشار صرفاً ممکن است به افزایش نسبی فروش نفت ما منجر شود یا اینکه می‌توانیم امیدوار باشیم رژیم تحریم‌ها را هم تغییر دهد؟
مهدی حسینی: من معتقدم فشار این شرکت‌ها به دولت‌های غربی می‌تواند به ما کمک کند که ما در مذاکرات آینده، موفق‌تر عمل کنیم. به هر حال هر چه فشار بر تحریم‌کنندگان بیشتر باشد و این فشار از درون کشورهای آنها اعمال شود، به سود ماست. ما باید از این امکان استفاده کنیم. "

در همین راستا، منصور معظمي، سرپرست معاونت بين الملل وزارت نفت، در مصاحبه با هفته نامه آسمان میگوید:

هفته نامه آسمان: ‌به نظر مي‌رسد ديدگاهي شكل گرفته تا از ظرفيت شركت‌هاي نفتي غربي براي كاهش يا لغو تحريم‌ها استفاده شود. به نظر شما، شركت‌هاي نفتي بين‌المللي مي‌تواند از شرايط تازه ايران در صحنه بين‌المللي استفاده كنند و براي لغو تحريم‌ها تلاش كنند؟
معظمی: فكر مي‌كنم صددرصد اين امكان وجود دارد. به نظرم شركت‌هاي نفتي اصلاً علاقه‌مند نيستند كه بازار انرژي، بازار متلاطمي باشد. علاقه‌مند نيستند كه تلاطم سياسي، بر فعاليت اقتصادي آنان سايه بيندازد. آنها دنبال سود هستند. البته من نمي‌خواهم بگويم كه شركت‌هاي نفتي به دنبال منافع سياسي نيستند. بلكه پايه همكاري‌شان سود اقتصادي است. بنابراين اگر شرايط يك كشور پايدار باشد آنها راحت‌‌تر مي‌توانند كار كنند.

هفته نامه آسمان: آقاي معظمي، با توجه به بستر سياسي كه بعد از گفت‌وگوي تلفني آقاي روحاني و اوباما به وجود آمده است آيا جنابعالي اين امكان را در آمريكا مي‌بينيد كه بتوان لابي شركت‌‌هاي نفتي درست كرد تا به لغو تحريم‌ها كمك كنند؟
معظمی: معتقدم صددرصد اين امكان وجود دارد. به طور قطع و يقين مي‌توان از اين لابي‌ها در جهت منافع كشورمان استفاده كرد.
هفته نامه آسمان:  وزارت نفت به دنبال آن هست كه در كنار وزارت خارجه لابي شركت‌هاي نفتي را در آمريكا سر و شكل دهد؟
معظمی: بنده فكر مي‌كنم وزارت نفت بايد به دنبال اين مساله باشد كه هست.

بحث و گفتگو در مورد استفاده از لابی های نفتی در آمریکا حتی بطور علنی در سایت های وابسته به حسن روحانی هم مطرح شده است. بعنوان مثال، پس از بازگشت روحانی از سفر نیویورک، مرکز مطالعات استراتژیک ریاست جمهوری، یک گروه از کارشناسان معروف سیاسی وابسته به جناح های مختلف را دعوت کرد تا سفر ماه سپتامبر روحانی به آمریکا را تجزیه و تحلیل کنند و در مورد راهکارهای آینده، به روحانی مشورت و راهنمائی دهند. در پایان این نشست، یک سند نهائی منتشر شد که در آن به اهمیت استفاده از لابی های نفتی اشاره شده و میگوید که یک رکن مهم لابی بنفع جمهوری اسلامی شرکت های نفتی هستند.

انتظارات رژیم ایران از کمپانی های نفتی

رژیم ایران با ارائه قرار دادهای جذاب و تشویق کمپانی های نفتی برای لابی در کشورشان، چه انتظاری دارد؟ یعنی، کمپانی های نفتی در لابی خودشان در غرب چه هدفی را بایستی دنبال کنند؟

هدف اول طبیعتا جلوگیری از تحریم های جدید و لغو تحریم های کنونی است. مهدی حسینی در مصاحبه ای که با روزنامه فایننشال تایمز داشته است میگوید: "من میدانم که تحریم ها بطور رسمی و خیلی سریع برداشته نخواهند شد اما دولت ها و کمپانی های نفتی، راههای زیادی برای عبور از تحریم ها دارند بطور مثال میتوانند از دولت آمریکا معافیت از تحریم بگیرند.

یا اینکه، در سال 1997 (آغاز ریاست جمهوری خاتمی)، کمپانی نفتی فرانسوی توتال به تهدید های آمریکا بی اعتنائی کرد و علیرغم تحریم های آمریکا، با ایران قراردادی 2 میلیارد دلاری بست. توتال راه را باز کرد و پس از ان، کمپانی های شل، انی و استات اویل نیز وارد کشور شدند." 

حسینی معتقد است که برخی از دولت ها و کمپانی ها، بخاطر جذابیت نفت ایران، قوانین تحریح را زیر پا خواهند گذاشت. به بیان دیگر، چهارچوب تحریم ها آرام آرام فرو میریزند

اما  گذشته از مسئله تحریم ها که برای رژیم بسیار مهم است، به گفته محمد حسینی "شرکت‌های نفتی بین المللی معتبر، می‌توانند مهمترین لابی ایران برای فشار بر دولت‌های غربی و نرمش 1+5 در مذاکرات آتی با دولت جمهوری اسلامی ایران باشند." یعنی، یکی از اهداف دیپلماسی نفتی، استفاده از لابی نفت برای دستیابی به اهداف هسته ای است. 

میدانیم که توافق ژنو موقتی است و قرار است مذاکرات اصلی در مورد سازش نهائی شروع شوند. هدف رژیم ایران این است که در سازش نهائی، با حفظ تعداد بیشتری سانتریفوژ و ادامه غنی سازی، توان تولید سلاح هسته ای را برای خودش محفوظ نگه دارد. غرب میخواد با کاهش تعداد سانتریفوژ ها و خنثی کردن ذخائر اورانیوم غنی شده و افزایش بازرسی ها، توان تولید سلاح هسته ای رژیم را بشدت کاهش بده.

اکنون در غرب، دیدگاه های متفاوتی در رابطه با سازش هسته ای با جمهوری اسلامی وجود دارد. برخی طرفدار جمع کردن کل برنامه غنی سازی و همه سانتریفوژ ها در ایران هستند و برخی میگویند که باید نرمش بیشتری بخرج داد تا سازش انجام شود.

رژیم ایران تمایل دارد با کش دادن مذاکرات و با استفاده از لابی های نفتی در غرب، کفه ترازو و تعادل قوا را بنفع اردوگاه طرفدار سازش تقویت کند تا سازش هسته ای به مواضع و اهداف رژیم نزدیک تر باشد.

در همین راستا هم، هیئت مشورتی مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری هم به روحانی توصیه کرده بود تا " گروهی در ایالات متحده که که در نهایت، ایران هسته‌ای را پذیرفته‌اند و سیاست‌های آمریکا تاکنون را ناموفق می‌دانند و با توجه به اهمیت ایران خواهان بازبینی در سیاست آمریکا علیه ایران هستند، تقویت شوند."

رژیم و متحدان بین المللی اش، تلاش میکنند با ایجاد این فضا که تحریم ها در حال فروریزی است، دولت های غربی را مجبور به سازش کنند. جک استراو در بازگشت از سفر به تهران، در مقاله ای در روزمانه ایندیپندنت به غرب نصیحت کرد که "هرچه زودتر با ایران سازش هسته ای کند چون، کمپانی های اروپائی نمی توانند بیش از این منتظر ورود به بازار ایران بمانند و تحریم های بین المللی دیر یا زود بخاطر فشار تجار اروپائی در هم خواهد شکست."

چشم انداز آینده

احتمال اینکه کمپانی های نفتی بزرگ یا دولت ها، تحریم های آمریکا و اروپا را نادیده بگیرند و وارد صنعت نفت ایران شوند بسیار ضعیف و تقریبا صفر است. بهمین دلیل هم، ساختار قرار دادهای جدید نفتی رژیم در ماه نوامبر در لندن معرفی می شود.  کنگره و دولت آمریکا نیز که گزارشات متعدد درباره هجوم سرمایه گذاران به ایران را مشاهده کرده اند بطور رسمی به همه شرکت های جهان هشدار داده اند که هرگونه تخلف از تحریم های موجود بشدت مجازات خواهند شد. بنابراین، در چشم انداز یک سال آینده، بخش عمده تحریم های نفتی و بانکی ادامه خواهند داشت.

اما، این به معنای بی عملی محافل تجاری در غرب بویژه شرکت های بزرگ نفتی نیست. با توجه به اینکه چشم انداز سازش هسته ای و لغو تحریم ها در یک سال آینده وجود دارد، رقابت شدیدی بین کمپانی های بزرگ برای جلب نظر مساعد ایران و ورود به بازار کشور پس از لغو تحریم ها شروع شده است. این عطش و اشتیاق کمپانی ها برای نشسستن بر سر سفره پر نعمت ایران، آنان را به متحدان فعال رژیم در آمریکا و اروپا تبدیل کرده است که برای تأثیر گذاری روی افکار عمومی و همچنین سیاست های آمریکا بطور جدی وارد عمل شده اند.

تلاش های گسترده برای جلوگیری از تحریم های جدید در کنگره آمریکا و کارزار رسانه ای گسترده برای جا انداختن سازش هسته ای که در آن حق و حقوق هسته ای رژیم مخفوظ بمانند (توان تولید سلاح هسته ای)، بخشی از لابی گسترده این کمپانی هاست.

بنابراین میتوان نتیجه گرفت که در ماههای آینده شاهد فعالیت گسترده تر لابی مماشات بنفع رژیم خواهیم بود.

دیپلماسی نفتی بخشی از استراتژی کلی رژیم برای عبور از بحران های کنونی است. دیپلماسی لبخند که جواد ظریف در سیاست خارجی به پیش میبرد و دیپلماسی منطقه ای رژیم که قاسم سلیمانی به کمک حزب الله و سپاه قدس هدایت میکند، پایه های دیگر این استراتژی رژیم هستند.

بنابراین، موفقیت یا شکست دیپلماسی نفتی و بطور کلی استراتژی رژیم به فاکتورهای متعددی وابسته است، مثل شرائط انفجاری داخل کشور، بحران های اقتصادی و سیاسی، توان رژیم برای ادامه مانورهای دیپلماتیک و وقت کشی در مذاکرات هسته ای، شرائط منطقه ای، تحولات سوریه، لبنان و عراق، و تعادل قوا بین جناح های رقیب در جمهوری اسلامی و تعادل قوا بین کنگره و کاخ سفید.

پانوشت:

گزارشات رسانه های خارجی در مورد هجوم سرمایه گذاری به ایران

Spiegel: 'Chance of a Century': International Investors Flock to Tehran

Iran tries to lure back western oil groups

Iran steps up efforts to entice western oil groups

French business delegation to Tehran

Iran Deal Opens Door for Businesses

Iran deal may open way for British business

Iran: open for business again

Foreigners look to Iran oil bonanza

Big French firms flock to Iran for business

Iran: Tehran to World “Please Help Us with Our Oilfields”

Iran Biz Boom May Already Doom Talks

Iran’s Trade Deals: Will the US Miss the Boat?

رسانه های فارسی

انتخاب: هجوم کمپانی های آمریکایی به تهران

خبرگزاری آنا: صف انتظار شرکت‌های خارجی برای ورود به بازار نفت ایران

جام نیوز: لحظه شماری و امید غربی ها برای ورود به بازار ایران

شبکه ایران: شرکت های اروپایی تشنه بازار ایران هستند

خبر فارسی: بازار داغ رقابت غربي‌ها براي ورود به بازار ايران